خواب
-
تاریخ: 1397/8/29 ساعت: 20:30
با چشمانی بزرگ به دنیا آمدم نا آرام و هوشیار کم مربوط به خواب حرف در آغوش مادر، بی دغدغه گریان و خوشحال برای کوچک ترین چیزها این روزها چشمانم با روزهای خوش کوچ کردند و من برای فرار از آشفتگی ها مربوط به خواب حرف یدم
اتاق
-
تاریخ: 1397/8/29 ساعت: 20:30
درب این مربوط به اتاق حرف را میبندم سوار بر تخت در خودم غرق میشوم
ماشین حساب
-
تاریخ: 1397/8/29 ساعت: 20:30
بی سواد بودم در ریاضیات ضعیف بی کینه و سرخوش سرگرم بازی و هنر در سال های نیمه اول زندگیم ساده لوح به نظر میرسیدم حالا که از همه اینها و خیلی چیزها دور شدم از دور که به خودم نگاه میکنم شبیه یک دستگاه شدم پر از عدد و عمل این روزها من یک مربوط به ماشین حرف مربوط به حساب حرف م روزها مربوط به حساب حرف و ...
وصیت نامه شماره 49
-
تاریخ: 1397/8/29 ساعت: 20:30
جنگلسال ها برای مردم خواستم بسازم خواستم یاد دهم هرچه که دیدم و میدانم خواستم امید را در باغچه خانه بکارم تا درختی شود در کنار درختان همسایگانم جنگل آزادی را با هم بسازیم اما حالا تمام دانه هایی که در
وصیت نامه شماره 47
-
تاریخ: 1396/11/15 ساعت: 1:40
تنهازیاد شدن سنجای آدم های اطراف ما راکم میکنددر لحظه تولد و مرگاین معادله برابر یک میشود+ نوشته شده در جمعه سی و یکم شهریور ۱۳۹۶ساعت 17:53 توسط گم | Let's block ads! (Why?)
محتاط
-
تاریخ: 1396/11/15 ساعت: 1:40
مردمی که مشکلات را بزرگتر از خودشان میبینندآرزوها را زیر ذره بین می گذارندروزها برای خواب راحت شب چشم بند میزنندپیشرفت برایشان چالش نیستیک خطر است+ نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم مهر ۱۳۹۶ساعت 0:44 توسط گم | Let's block ads! (Why?)
چراغ خاموش
-
تاریخ: 1396/11/15 ساعت: 1:40
منظره های جدیدراه های تازهخارج از ریلبی صداپر از صندلی خالیخالی با خاطرات جاماندهبی ایستگاهقطاری سوت و کوربی مسافردر حال حرکت با بلیط ناکجا آباد+ نوشته شده در جمعه سوم آذر ۱۳۹۶ساعت 11:4 توسط گم | Let's block ads! (Why?)
خاکستری
-
تاریخ: 1396/5/27 ساعت: 13:46
خاکستری در تمام مراحل زندگی و در تمام دنیا ، انتخاب ها بین بد و بدتر و خوب و خوب تر است + نوشته شده در دوشنبه هجدهم بهمن ۱۳۹۵ساعت 22:9 توسط گم |
شوخی
-
تاریخ: 1396/5/27 ساعت: 13:46
بچه ها شوخی شوخی به قورباغه ها سنگ می زنند، قورباغه ها جدی جدی می میرند. اریش فرید + نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم بهمن ۱۳۹۵ساعت 1:16 توسط گم |
دل سوزی
-
تاریخ: 1396/5/27 ساعت: 13:46
گاهی دل سوزی باعث سوختن میشود سوختن جان و روح ، با آتش وجود خود
شعبه سیار
-
تاریخ: 1396/5/27 ساعت: 13:46
دروغ ، برزگترین مراکز تدریس و بیشترین مربیان بدون کارمزد را دارد
تعریف
-
تاریخ: 1396/5/27 ساعت: 13:46
خوردن نیمه جان یا زنده فرقی ندارد تنها یک اتفاق لازم است تا شکار و شکارچی از یک جنس باشند تا انسان دوباره تعریف شود + نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم اسفند ۱۳۹۵ساعت 6:30 توسط گم |
ایستادن
-
تاریخ: 1396/5/27 ساعت: 13:46
نام گذاری میشود جشن میگیرند مراسم سنتی آرزو میکنند ادامه ماجرا تکرار میشود با تغییرات اندک اما تمام این ها فیلمی تکراری است که یک پیام نهان دارد تلاش برای زنده ماندن تلاشی با ذات پرش به بالا امسال را جدی و هوشیارتر ایستاده طی میکنم + نوشته شده در چهارشنبه دوم فروردین ۱۳۹۶ساعت 20:28 توسط گم |
جبهه
-
تاریخ: 1396/5/27 ساعت: 13:46
جنگ است میان آن که بودم و آنچه که شدم در خط مقدم زندگی ، اسیرم
اطمینان
-
تاریخ: 1396/5/27 ساعت: 13:46
آدم های جدید مثل پریدن از روی صخره هیجان انگیزاند اما آنچه که لذت پرش را میسازد چتر نجاتی است که آدم های قدیمی زندگی مان برای ما ساخته اند + نوشته شده در چهارشنبه دهم خرداد ۱۳۹۶ساعت 19:59 توسط گم |
وصیت نامه شماره 46
-
تاریخ: 1396/5/27 ساعت: 13:46
انتظار آرام مینشینم گرما و سرما را رد میکنم صداها بی اثر است می چرخم ، میلغزم پرت شدم ترک برداشتم اما همچنان سختم تکه ای با روح گم شده منتظر مثل سنگ در انتظار رود + نوشته شده در جمعه دوم تیر ۱۳۹۶ساعت 23:57 توسط گم |
شش
-
تاریخ: 1395/8/2 ساعت: 6:11
این روزها باید کارگاه بود از میان برگ های بد بر خورده حقیقت را بیرون کشید فراموش کردند اما من میدانم تعداد حواس ما این روزها بیشتر از شش است
سنگر
-
تاریخ: 1395/7/9 ساعت: 16:01
اکثر آدم ها کلمات را نمی بینند آنها در داستان خود غلت میزنن و در بین کلمات قایم می شوند عده کمی فرصت میکنند به سنگری که سال ها در پشت آن پناه گرفته اند تا مبادا تیر تقصیر به آنها برخورد کند خوب نگاه کنند و ببینند که سنگر ساز با چه حسی آنها را کنار هم قرار داده است
بزودی
-
تاریخ: 1395/6/26 ساعت: 17:33
بزودی حرصم را هرس میکنم بزودی تمامم را فیلتر میکنم بزودی در دسترس نخواهم بود بزودی گذشته را بهتر میبینم بزودی بهارم از راه میرسد بزودی دیر و زود نمی شود
وصیت نامه شماره 43
-
تاریخ: 1395/6/26 ساعت: 17:33
اتحاد ذهنم دهکده ای شلوغ پر از حرف و آدم در هرجایش زمزمه خواسته هاست از آرزو های جوان تا گذشته های پیر من ، بالاتر از روز شب ها بر روی سقف سکوتش خانه خود را ساخته ام تا بهتر ببینم یا شاید دورتر باشم اما بر خلاف میلم هنوز به آنها وابسته ام فردای نامعلوم در راه است آرامش سقف و شلوغی این کف را باید آرا...