ریسمان
-
تاریخ: 1395/6/26 ساعت: 17:33
روال زندگیم منظم و واضح تر شده اما این روتین شیرین رام شده من که حالا قابل پیش بینی است حبابی بیش نیست زندگی دستخط مشخصی ندارد و یک روز باید بر دهان آن افسار بزنی کم نیستند آدمانی که با وحشی گری آن از درون و بیرون تکه پاره شدند میخواهم متعادل باشم اما هوایم پر از خواستن است باید اول گره آنها را باز ...
کسوف
-
تاریخ: 1395/6/26 ساعت: 17:33
آسمان قلبم گرفته است خورشیدش در حال محو شدن و روشنایی آن کم سو آرامش من در پشت این کسوف خوابیده است
سرمایه
-
تاریخ: 1395/6/26 ساعت: 17:32
بعد از تامین هزینههای اولیهی زندگی، ما پول میخواهیم برای اینکه دوستی و محبت دیگران را جلب کنیم و اگر سرمایهی دوستی و محبت موجود باشد، بودن یا نبودن پول، تاثیری بر روند زندگی ندارد. محمدرضا شبانعلی
وصیت نامه شماره 44
-
تاریخ: 1395/6/26 ساعت: 17:32
پلی مدت ها فیلم متوقف بود توقف و فلش بک مرور سکانس ها در لحظاتی به نام حال بیشتر از بازیگر ها و داستان فیلم خود را نگاه میکنم خودشیفتگی نیست ، او غریبه است نمیشناسمش انگار در آینه کس دیگری است سعی میکنم داستان را با اما اگر تغییر دهم ، از ادامه آن میترسم اما چه فایده سناریو های تکراری پایان را لو می...
تعلل
-
تاریخ: 1395/6/26 ساعت: 17:32
نقطه ای کوچک جزیره آرزو ها بر روی عرشه کشتی دلم آفتاب میگیرم با دروبین خیالم نگاهش میکنم و از زیبایی های آن داستان ها میسازم
تباهی
-
تاریخ: 1395/6/26 ساعت: 17:32
دنیا پر از تباهی است نه بخاطر آدمهای بد بلکه بخاطر سکوت آدمهای خوب
وصیت نامه شماره 45
-
تاریخ: 1395/6/26 ساعت: 17:32
اسباب کشی وسایلم را جمع میکنم هر کدام را از یک گوشه خانه زیر آنها پر از خاطره است میراث من گرد خاک گرفته اما ارزشمند برای رفتن خرج میکنم از خانواده تا خودم از حرص و حسرت گذشته تا آرزو فردا همه به کنار بی قراری این روزهایم از ترس است رسیدن به سیاه چاله درونم سکوتی که هر روز تاریک تر میشود رفتن مثل ما...
خانه
-
تاریخ: 1395/6/26 ساعت: 17:32
هر طور که بود مهاجر به خانه جدیدش رسید همه چیز بوی تازگی میدهد قصه های ناگفته این خانه فصل جدید داستان من با کارکتر گیج قصه